میان دو سنگ آسیاب

وقت های خوش

درتطاول دست های آلوده

پاشیدن پریشانی

غربت وناامنی

فروبستگی چتر گل ها

کم از هیچ….

دست های خالی پراز حسرت

راهی شدن تابوت

مسافر نرسیدن ها

ببین چگونه

گندم ِمیان دوسنگ آسیا شده ایم؟!