از سخن عشق

برفروز از چهره ی اندیشه ات
واژه های رازناک و دلگشا

تا بریزی حرف بر روی زمین
دست ها درصید آن خوشاب ها

چون عقابانْ لقمه ی خوش طعم را
می ربایند از زمین و از هوا

این چنین خورشید را آغاز کن
رونمایی کن کلام عشق را