راه دیگر

در گذرگاه هم آغوشی گلگشت و چمن / پای پرچین بهاران در باغ زندگانی جاری ست

دختر ماه به نرمیِ نسیم نور در دامن شب می پاشد! / کاکلی بار دگر باپرِ رنگین اش از سفر برگشته ست

دشت با بوی خوش خنده ی گل چه هوایی دارد! / در طربنامه ی رود شور دیگر برپاست!

من بهاران وگل وزندگی را می بینم / من پیام نفَس چلچله را می شنوم

لیک ای همسفر تنهایی همچو غمگینیِ آواز نیِ چوپانی / در فراموشی ِتنهایی وشب غمگینم!

آه چوپان! چوپان! / راه دیگر بنواز!