ققنوس روزگار

دیدار آفتاب چه پر شور می شود / هر قدر چشم پنجره ها کور می شود!

هر چند رنگ دود شده طرح آسمان / آبی ست رنگ عشق مگر زور می‌شود؟

ما در زیان خود همه همدست بوده ایم / با دست های ما دل ما گور می‌شود!

آسان فروختیم به بازی نگاه خود / زان روست دست ما همه ناجور می‌شود!

جامی نماند و خنده گل ها و شور وقت / عنوان دلبری همه سانسور می‌شود!

شرمنده آی بلبل خاموش بی بهار / در دوْرما نوای تو مهجور می شود!

قدری درنگ تاکه سر از خاک برکند / ققنوس روزگار چه پر شور می شود

آواز ِرود و شادی شهر و شکوه عشق / بیشک تمام خواسته منظور می شود!